موج غم
زعشق قامت سرو تو بي قرارشدم
اسير نرگس مست تو گلعذا ر شدم
هنوز راه نبردم به ساحل از غمها
زعشق روي تو بر موج غم سوار شدم
اگر كه لطف تو باشد همیشه بر سر من
مرا چه بيم كه رسواي روزگار شد م
زبس كه روز و شبم سر به زير پر بگذشت
چنين ز دفتر ايام ا ز شمار شدم
(رها) به خاطر عشق تو گشت خانه نشين
اگر ز پاي فتادم اسير يار شدم
علی میرزائی"رها"
برچسب:
نویسنده: حسین پارسامنش